انرژی "+" =)

خرید بک لینک

دو هفته ی خعلی کسل کننده رو پشت سر گذاشتم =/

دو هفته که نه .... یک یا شایدم یک و نیم ماه!!

توی مدرسه دوستی ندارم ... مهدیه هست! ولی به چشم یه همکلاسی خوب ، یه همنشین خوب ، همفکر خوب و ... بهش نیگا میکنم ... اونقدر که فکر میکردم شبیهم نیس که بتونیم خیلی با هم صمیمی باشیم ... ولی دختر خوبیه

خلاصه تو مدرسه که دوست خیلی خاصی ندارم ، نمراتمم که هینطور رو به افول میره :/

بابا هم که با دیدن نمرات ناراحت میشه و توی رفتن به آموزشگاه رباتیک محدود ترم میکنه و من که تنها انرژیم رو از اونجا میگیرم به سمت افسردگی میرم ...

ولی توی این یکی دو هفته با محیا کلی حرفیدیم ... کلی حرفای انرژی بخش به هم زدیم ...

ولی از یه جایی دیگه نشد نقش بازی کنم و روی نا امیدم رو نشون دادم ...

میگن رفیق خوب توی شرایط سخت پیدا میشه ... شرایطم شاید در ظاهر خیلی هم سخت نبود ولی خیلی بهم بد گذشت :(

حرفای محیا حالمو خعلی بهتر کرد ... از این به بعد برای اینکه یه دوست منتظرم باشه تا زنگای تفریح بهمون خوش بگذره مدرسه نمیرم ... برای هدفم میرم ... فک کنم امسال اولین سالیه که واقعا به خاطر درس دارم میرم مدرسه

یه جمله ی قشنگ چند روز پیش خوندم :

یا به اندازه ی آرزویت تلاش کن

یا به اندازه ی تلاشت آرزو کن

# میخوام به اندازه یه آرزوم تلاش کنم

علــــــــــ :/ ــــــــوم...

ما را در سایت علــــــــــ :/ ــــــــوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 19:04

صفحه بندی