علــــــــــ :/ ــــــــوم...امروز اومدم یه فیلم خعلی خفنو معرفی کنم =)
فک کنم همیشه موقع معرفی ها همینو میگم
خب حتمن هرچی معرفی میکنم خفنه دیگه
فیلم سه قسمتیه : (روشون کلیک کنید صفحه ی دانلودش رو گذاشتم
)
فیلم داره آینده ی شهر شیکاگو رو روایت میکنه ، بعد از جنگی که توی شهرشون به وجود اومده ، مردم شهر به پنج فرقه تقسیم شدن : فداکاری ، صداقت ، شجاعت ، دانش ، مهربانی .
هرسال بچه های 16 ساله باید در آزمون استعداد سنجی خودشون شرکت کنن و در روز موعود فرقه خودشون رو انتخاب کنن .
شعار مردم هم اینه که فرقه از خانواده مهم تره ! اگه شخصی ، فرقه ای جدا از فرقه خانواده و پدر و مادرش انتخاب کنه دیگه نمیتونه با خانواده ی سابقش زندگی کنه و اعضای فرقه ی جدیدش ، خانواده ی جدیدش هستن !
مجبور نیستن فرقه ای که انتخاب میکنن همونی باشه که توی آزمون استعداد سنجی براشون در میاد ! ولی معمولا همه همونی رو انتخاب میکنن که درش استعداد دارن ...
شخصیت اصلی فیلم دختریه به اسمت بئاتریس که بعدا اسمشو به تریس تغییر میده !
تریس و داداشش 16 سالشونه و توی آزمون استعداد سنجی شرکت میکنن...
اونها توی فرقه ی فداکاری به دنیا اومده و بزرگ شدن .
در آزمون استعداد سنجی ، کسی که به عنوان آزمون گیرنده ی تریس انتخاب میشه ، بعد از گرفتن آزمون به تریس میگه تو فقط توی فرقه ی خاصی استعداد نداری ! تو یه ناهمتایی!
و از اونجایی که جامعه بر این باوره که نا همتا ها رو نمیشه کنترل کرد ، اگه ناهمتایی رو پیدا کنن ، اون رو از بین میبرن !!
آزمون گیرندۀ تریس آدم خوبیه و میگه نتیجه ی آزمون رو فداکاری ثبت میکنم و تو نباید این راز رو به کسی بگی ...
در ادامه تریس متوجه میشه که تنها نیست و اتفاقاتی غیر منتظره رخ میده !!!
و پیشنهاد میکنم این فیلم جذاب رو از دست ندین
یکی دیگه از نکات فیلم اینه که هر سه قسمت پر قدرته و جذابیت زیادی داره !! مثل فیلم دونده ی هزارتو (قراره معرفیشو بزارم) که فیلمیه که قسمت اولش فوق العاده است ولی قسمت های دوم و سوم حوصله سر بره نیست!
هرسه قسمتش پر قدرته و جذابیتش رو حفظ کرده
فیلم رو از روی رمانی به همین اسم نوشتن ... خیلی ها گفتن رمان بهتر از فیلمه و خیلی ها ههم برعکسش رو قبول دارن ...
من خودم هنوز رمان رو نخوندم ! عارفه رمانش رو گرفته و داره میخونه ... قرار بود بعدم بده من بخونم که کرونا اومد و همدیگه رو ندیدیم !
عارفه ، دوست هم مدرسه ایم فیلمو به من معرفی کرد و من بعد از اون تقریبا اونو به نصف قم معرفی کردم
به محیا و ریحانه های کلاس رباتیک هم دادم ... همه خوششون اومده !!
محیا که مثل خودم عااشقش شده
اینقدر ما قسمتای این فیلمو جلو عقب کردیم دیالوگاشو کامل حفظیم
حتی یه بار نشستیم از قسمتای مختلف فیلم عکس گرفتیم و بعضیاشونو گزاشتیم پروفایلمون
پوستر های فیلم :
اینم بعضی عکسای تیکه های فیلم که یه مدت میزاشتیم پروفایلمون
:
(البته سه تا اولیا رو از اینترنت گرفتیم)
اینم نماد فرقه ها :
و در آخر : نمیدونم چرا اینقدر نقد منفی میکنن به فیلم به نماد هاش !! نماد هایی که شاید اگه نگن ما هیچ وقت فکرمون به چیز بدی که دربارشون میگن نرسه!
به نظرم خیلی چیزا میشه ازش یاد گرفت : متفاوت بودن ترسناک نیس ، بد نیست!
اتفاقا متفاوت بودن میتونه راه حل خیلی از مشکلات باشه
قسمت سوم که از اسمش پیداست : وفادار
خیلی نکات جالبی داره ...
اینا رفتن اون طرف مرز رو دیدن ! با دنیای جدیدی روبرو شدن ! ولی باید حواسشون میبود که خودشون رو گم نکنن!
مبهم حرف میزنم چون نمیخوام داستان به کلی لو بره ...
البته یه سری ایرادات هم میشه بهش گرفتا ... مثلا به نظر من اکثر آدما ناهمتا هستن ... منتهی شاید همشون صد در صدی نباشن !
به نظرم خودمم یه ناهمتا با درصد بالایی هستم ... ولی صد در صد نیستم ...
منم جزو کسایی ام که از فور بیشتر از بقیه ی شخصیتا خوشم اومد :)
نه به خاطر اینکه پسر خوشتیپیه (آخه خیلیا به این دلیل ازش خوششون اومده
)
به قول محیا نگفتم از تئو جیمز(بازیگر فور) خوشم اومده! گفتم از خود فور خوشم اومده !! چون احساس میکنم به شخصیت خودم شبیه تره =)
دیگه خیلی طولانی شد ... امیدوارم ببینید و خوشتون بیاد
ما را در سایت علــــــــــ :/ ــــــــوم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 57